0 سبد سفارش باسمه

هنرمندان

ا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی

دگا ادگار (Degas Edgar)

ادگار دگا  (Edgar Degas)
نقاش و مجسمه‌ساز شهیر فرانسوی متولد سال ۱۸۳۴ در پاریس را به عنوان یکی از بنیان‌گذاران امپرسیونیست می‌شناسند. پدرش بانکدار بود و به لحاظ مالی در وضعیت نسبتاً مرفهی به سر می‌بردند. در یازده سالگی به خواندن ادبیات مشغول شد و سال ۱۸۵۳ از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد. نقاشی را از همان اوان کودکی آغاز کرد. در هجده سالگی یکی از اتاق‌های خانه را تبدیل به آتلیه کرد و به شکل جدی شروع کرد به کپی آثار مشهور موزه‌ی لوور. با این که طبق خواسته‌ی پدرش در مدرسه‌ی حقوق ثبت‌نام کرد اما تحصیل در این رشته را پس از مدتی نیمه‌تمام گذاشت و به تحصیل نقاشی روی آورد. از ۱۸۵۶ تا ۱۸۵۹ به ایتالیا رفت و کپی‌هایی از آثار میکل‌آنژ، رافائل، تیتیان و دیگر نقاشان رنسانس کشید و با تکنیک‌های نقاشی کلاسیک کاملاً آشنا شد. این کار را پس از بازگشت از ایتالیا تا میان‌سالی هم ادامه داد و شوق‌اش برای کشیدن کپی از آثار مشهور همواره باقی بود. توجه و مطالعه‌ی دگا درباره‌ی حرکت از اوایل دهه‌ی ۱۹۶۰ آغاز شد. نتایج چنین نگاهی نقاشی‌های مشهور دگا از اسب‌ها و رقصنده‌ها و زنان در حال کار است که از اواخر همین دهه و پس از آن ظاهر شدند. او به‌خصوص به باله گرایش عجیبی یافت و بیش از نیمی از عمرش را وقف رقصنده‌ها کرد. دگا را امپرسیونیست نیز می‌دانند که تعریفی قابل‌درک اما ناکافی است. گرچه خود او این عنوان را نپذیرفت و خودش را یک رئالیست خواند. امپرسیونیسم در واقع از دهه‌ی ۱۸۶۰ از دل رئالیسم سربرآورد و در دهه‌ی ۱۸۷۰ رشد کرد. نقاشان امپرسیونیست مناظر و موضوعات طبیعی اطراف‌شان را با رنگ‌های شفاف و تند و با تمرکز بر جلوه‌های نوری خلق می‌کردند و در پی تاثیر آنی بودند. دگا گرچه از نظر تکنیکی با این تعریف همخوان است اما هرگز از شیوه‌ی رگه‌رگه رنگ‌ کردن امپرسیونیست‌ها استفاده نکرد. با این حال به دلایلی از بقیه‌ی اعضای جنبش آن روز پاریس به امپرسیونیست‌ها نزدیک‌تر است؛ کمپوزیسیون‌های مرکزگریزش، تجربه‌هایش با رنگ و نور، و دوستی و ارتباط نزدیک‌اش با بیش‌تر امپرسیونیست‌ها. دگا سبک خاص خودش را در نقاشی داشت که هم گویای تکریم او به استادان کلاسیک بود، هم گرایش مدرن داشت و هم علاقه‌ی دگا را به نقاشی ژاپنی هویدا می‌کرد. تمایل اولیه‌ی او نسبت به موضوعات تاریخی بود اما به‌زودی به سمت موضوعات مدرن روز گرایش پیدا کرد و همراه با آن تکنیک پیشین خود را نیز تغییر داد. رنگ‌های تیره‌ی ناشی از تاثیر نقاشی دانمارکی تبدیل به استفاده از رنگ‌های روشن‌تر و شادتر و تاش‌های برجسته‌‌تر شد. گویی نقاش در پی ثابت نگه داشتن لحظه‌ها بود تا صورت درست‌شان را در همان دمی که شبهه‌ی حرکت ایجاد می‌کند به تصویر بکشد. این دغدغه در حقیقت، دغدغه‌ی اصلی آن روزها بود؛ در بند کردن حرکت، دوران عکس و کمی بعدتر، سینما. جالب است بدانیم که یکی از تفریحات دگا نیز عکاسی بود. در سال ۱۸۷۰ به دلیل شرکت در جنگ بینایی‌اش آسیب دید و تا آخر عمر با این مشکل دست و پنجه نرم کرد. پس از جنگ تا مدت‌ها نزد برادر و دیگر اقوام‌اش در نیواورلئان زندگی کرد و نقاشی‌های بسیاری از اهل فامیل کشید که مبادله‌ی نخ در نیواورلئان - تنها اثری که در زمان حیات‌اش، موزه‌ای حاضر به خریدش شد- یکی از آن‌هاست. در سال ۱۸۷۳ به پاریس بازگشت و سرخورده از نمایشگاه‌هایی که پیش از آن برگزار کرده بود به تعدادی از همکاران جوان‌اش پیشنهاد برگزاری نمایشگاهی را داد که به نخستین نمایشگاه امپرسیونیست‌ها معروف شد. تلاش‌های دگا تا اواخر دهه‌ی ۱۸۷۰ او را در هر دو مدیوم رنگ‌ و روغن و پاستل به مهارتی درخور رساند. پس از مرگ پدرش و فروش خانه و آثار هنری موروثی‌اش ناگهان در وضعیتی قرار گرفت که ناچار بود از راه فروش آثارش درآمد کسب کند. به همین ترتیب با فروش آثارش به لحاظ مالی آن‌قدر توانمند شد که توانست مجموعه‌ای از آثار ارزشمند نقاشی قدیمی و مدرن از جمله آثاری از ال‌گره‌کو و دلاکروس، و نیز از آثار معاصران خودش از جمله سزان، گوگن، ونگوگ و مانه گردآوری کند. در سال‌های پایانی زندگی‌اش باز به زنان روی آورد؛ زنانی در حال خشک‌ کردن خود با حوله، شانه زدن مو، و حمام کردن. نکته‌ی جالب‌توجه این نقاشی‌ها پس‌زمینه‌های ساده‌شان است. طیف برخورد مردم و منتقدان با این آثار از تحسین تا تحقیر متغیر بود. امروزه او را در زمره‌ی بزرگ‌ترین هنرمندان تاریخ نقاشی به شمار می‌آورند و آثارش همه‌ی مرزها را در جهان درنوردیده است. دگا در سال ۱۹۱۷ در ۸۳ سالگی درگذشت. بسیاری از نقاشی‌ها، طراحی‌ها و مجسمه‌هایش پس از مرگش کشف و عرضه شد.
 
جستجو