0 سبد سفارش باسمه

هنرمندان

ا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی

رنوار پیر آگوست ( Renoir Pierre Auguste )

پير آگوست رنوار  (Pierre Auguste Renoir )
این نقاش و مجسمه‌ساز برجسته‌ی فرانسوی در فوریه‌ی سال ۱۸۴۱ در خانواده‌ای کارگری متولد شد. به همین دلیل نیز از سیزده سالگی در یک کارخانه‌ی ظروف چینی مشغول به کار شد و همین اتفاق استعدادش را شکوفا کرد و او را به کار نقاشی ظروف گماردند. همچنین برای کلیساها آویز و وسایل تزئینی درست می‌کرد. پیش از رفتن به مدرسه‌ی هنر، اغلب به موزه‌ی لوور می‌رفت تا سبک اساتید بزرگ نقاشی را یاد بگیرد. در سال ۱۸۶۲ ورودش به استودیوی چارلز گلر آغاز دوستی دیرپایش با کلود مونه، فردریک بازیل و آلفرد سیسلی بود. با این حال به لحاظ مالی آن قدر در مضیقه بود که نمی‌توانست برای نقاشی رنگ بخرد. به همین دلیل نیز تحت حمایت یکی از دوستان‌اش در خانه‌ی ییلاقی او که باغ بزرگی هم داشت زندگی می‌کرد. زمانی که پس از ده سال این دوستی به پایان رسید و رنوار مجبور شد علاوه بر حمایت‌های مالی دوست‌اش آن خانه‌ی زیبا را هم ترک کند شرایطی فراهم شد که سوژه‌ی نقاشی‌هایش هم تغییر کند و برای امرارمعاش به کشیدن پرتره به‌خصوص از زنان روی بیاورد. از آثار به‌یادماندنی این دوران‌اش می‌توان به مادام شارپنتر و فرزندان‌اش (۱۸۷۶) اشاره کرد که اکنون در موزه‌ی متروپولیتن نگهداری می‌شود. نخستین نمایشگاه جدی رنوار در سال ۱۸۷۴ بود که شش عدد از تابلوهایش را در نخستین نمایشگاه امپرسیونیست‌ها عرضه کرد. این آثار به سرعت با استقبال مواجه شدند و نام رنوار را به‌عنوان رهبر جنبش تازه‌تأسیس امرسیونیسم بر سر زبان‌ها انداختند. با این که بعدها احساسات پرشور و خلسه‌آور او به‌خصوص در تصاویر مجلل‌اش از زنان و علاقه و ارادت‌اش به نقاشان بزرگ ایتالیایی از جمله میکل‌ آنژ او را از اصل بنیادی امپرسیونیست‌ها، تقلید از نورپردازی طبیعت، دور کرد. پس از آن رنوار برای دیدن آثار نقاشان موردعلاقه‌اش و گذراندن دوران نقاهت پس از یک ذات‌الریه‌ی سخت که عواقب‌اش تا آخر عمر با او ماند، چند سفر به الجزایر، ایتالیا و اسپانیا کرد که تأثیر آن‌ها بر آثار بعدی او آشکار است. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های رنوار سرعت باورنکردنی‌اش در کشیدن بود. در سفرش به ایتالیا به دیدار ریچارد واگنر، موسیقیدان بزرگ، رفت و در عرض ۲۵ دقیقه پرتره‌ی او را کشید. در تابستان ۱۸۸۳ که به ییلاقی در کنار دریای مانش رفته بود در کم‌تر از یک ماه پانزده نقاشی کشید که همه از صخره‌ها و ساحل و جنگل و مناظر دیدنی آن منطقه بود و اکنون تعدادی از آن‌ها را بر تمبرهای یادگاری چاپ کرده‌اند. رنوار که از سال‌های اوایل دهه‌ی ۱۸۸۰ به سمت استفاده از رنگ‌های تند و شاد و نورپردازی‌های روشن و نقاشی از اندام‌های خوش‌تراش زنان و کودکان شاد و مناظر سرسبز و دل‌انگیز روی آورده بود پس از ازدواج‌اش تصاویر بسیاری از زندگی خانوادگی‌اش، همسر و بچه‌هایش و پرستارشان در حال انجام کارهای عادی روزمره کشید که مانند دخترها پشت پیانو (۱۸۹۲)، ضیافت ناهار در قایق (۱۸۸۱) و تاب (۱۸۷۸) جزو مشهورترین کارهایش به شمار می‌آیند. در اوایل دهه‌ی ۱۸۹۰ به دلیل رماتیسم پیش‌رونده و آزاردهنده‌اش که تقریباً هر گونه حرکتی را برای او مشکل می‌کرد به شهری ساحلی در مدیترانه نقل مکان کرد. اما با وجود بیماری سخت هیچ‌گاه از نقاشی باز نایستاد. در سال‌های آخر در حالی که علاوه بر پاها، دست‌ها و شانه‌هایش نیز فلج شده بودند سبک نقاشی‌اش را با ناتوانی‌هایش هماهنگ کرد و با بستن قلم‌مو به انگشتان بی‌حس‌اش باز هم نقاشی کشید. علاوه بر این دستیاری برای خودش برگزید که بتواند طرح مجسمه‌هایش را برایش اجرا کند. در ۱۹۱۹ بار دیگر به لوور رفت تا آثار خودش را در کنار بزرگان موردستایش‌اش ببیند. او در همان سال در دهکده‌ای ک.چک نزدیک پاریس از دنیا رفت. پسرش، ژان رنوار، فیلمساز شهیر فرانسوی، از زندگی پرشور پدرش کتابی نوشته است. 
جستجو