0 سبد سفارش باسمه

هنرمندان

ا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی

کلی پل (Klee Paul )

پل كلی  (Paul Klee)
در هجدهم دسامبر ۱۸۷۹ در شهر کوچکی نزدیک برن سوئیس در خانه‌ای سرشار از موسیقی و گربه با باغچه‌ای پوشیده از گل‌هایی که با عشق پرورانده شده بودند زاده شد. حال و هوای خاص آن خانه مدیون شخصیت پدر کلی بود. مادرش نیز شیفته‌ی موسیقی بود و در این زمینه تحصیلات آکادمیک داشت. به این ترتیب پل از همان کودکی نواختن پیانو و ویولن را فرا گرفت و طوری در این کار از خود استعداد نشان داد که به ده سالگی نرسیده به عنوان عضو وابسته به ارکستر مجلسی برن در کنسرت‌ها ویولن می‌نواخت. موسیقی یکی از ارکان جدایی‌ناپذیر زندگی کلی بود و تا آخر عمر شیفته‌وار به آن می‌پرداخت. اما نقاشی را پس از گرفتن دیپلم در سال ۱۸۹۹ با ورود به مدرسه‌ی نقاشی کنیر آغاز کرد و یک سال بعد به مدرسه‌ی هنرهای زیبای مونیخ رفت. تحت‌تأثیر طبیعت طراحی از چشم‌اندازهای باتلاقی و متروک را پی گرفت. با این حال او در معرض کوران دو جریان قوی اکسپرسیونیسم و آبستره سرانجام توانست بر نیروهای مرموز و سحرآمیز هنر انتزاعی تسلط پیدا کند. همان سال‌ها سفری به ایتالیا کرد. شیفته‌ی میکل آنژ شد و در فلورانس هنر گوتیک را کشف کرد. با این حال این سفر نتیجه‌ی بزرگ و مأیوس‌کننده‌ای نیز برای او داشت؛ فهمید که کوشش‌هایش تا آن روز او را به جایی رهبری نکرده است و نخواهد کرد. به همین دلیل ره‌آورد حقیقی این سفر در رابطه با اهدافی که او داشت، بدبینی عمیقی نسبت به هنر نو بود. این بدبینی از همان زمان به بعد او را به سمت کشیدن نقاشی‌هایی کاریکاتورگونه کشاند و فهمید که آن‌چه برایش مهم است نمای درونی اجسام، کیفیت معنوی آن‌ها و زندگی دادن روانی و معنوی به آن‌هاست؛ بازگشتی آگاهانه به واکنش‌های ناخودآگاه انسان‌‌های باستان به خدایان. به این ترتیب با جدیت به یادگیری طراحی آناتومی بدن انسان و تجربه‌های گوناگون با فرم پرداخت. در سال‌های اولیه‌ی دهه‌ی۱۹۲۰ برای تدریس به مدرسه‌ی باوهاوس رفت و گرایشی اندک ولی جدی به کنستروکتیویزم پیدا کرد. آثار این چنینی‌اش چنان صلابت و عمق و تعادلی داشتند و در عین حال چنان ساده و کودکانه به نظر می‌رسیدند که می‌شود گفت اجزای‌شان از عناصری زمینی و فلکی، از واقعیت و رویا، از عناصر انتزاعی و مادی تشکیل یافته بود. کلی یکی از نخستین هنرمندانی بود که راه دستیابی به یک فرهنگ جهانی نوین را به ما نشان داد. او شیفته و برانگیخته از انواع فعالیت‌های هنری بود: دنیای سحرآمیز نقاشی‌های ماقبل تاریخ، افسون‌گری رویاوار هنر مشرق زمین، خردمندی ژرف هنر خاور دور، هنر شیطانی مکزیک، هنر جادویی آفریقا و خیال‌بافی‌های خوفناک هنر پرو. در سال‌های آخر دهه‌ی ۱۹۳۰ در پی اغتشاش و درگیری‌های نظامی آلمان، کلی را از کشور و شهر زادگاهش بیرون کردند. سوئیس با مسامحه پناهندگی او را پذیرفت و به این ترتیب سال‌های آخر زندگی این هنرمند والا در انزوا و سکوت سپری شد. با این حال زمانی که در ژوئن ۱۹۴۰ در شهری نزدیک لوکارنوی سوئیس درگذشت هیچ کار ناتمامی نداشت. مرگ‌اش به هیچ وجه سهمناک نبود. او تنها چون به مرز زمین و آسمان رسیده بود، پرید.
 
جستجو